جنگ بالکان، جمع بندی ناقص

balkan-logo

 

سالگردها یکی پس از دیگری می رسند : بیستمین سالگرد شروع محاصره سارایوو، به زودی پانزدهمین سال آغاز جنگ کوزوو … با این همه معلوم نیست زمان نوشتن تاریخ رسیده باشد ؟ پس از آنهمه شهادت های تکان دهنده، تحلیل های درهم، جانبداری از این یا آن کشمکش، آیا مطالعه ای بدون تعصب درباه آخرین نزاع مسلحانه در قرن بیستم در قاره اروپا، امکان پذیر است؟ آیا سرانجام دوران گفتمان های تبلیغاتی و ضدتبلیغاتی به سر آمده است؟ با خواندن سه کتاب تازه منتشرشده، جای تردید بسی باقی است.

فابریس گارنیرون، در کتاب خود، قصد دارد با تکیه بر چگونگی پرداخت آنها توسط روزنامه لوموند به یک «رمزگشائی از درگیری های یوگسلاوی» (١) دست بزند. وی تغییر موضع گیری های اغلب فراموش شده را یادآور می شود. به این ترتیب می فهمیم که تا سال ١٩٩٠، روزنامه قاطعانه از گزینش فدرالیستی یوگسلاوی حمایت می کرده و به پدیداری خواسته های مرکزگرا با بدگمانی می نگریسته است. نویسنده بر زیاده روی در تبلیغات، میان بر زدنهای مشکوک برخی روشنفکران که بیش از اندازه به عنوان مرجع از آنها نامبرده می شده تأکید می کند و پوچی مقایسه تراژدی بوسنی را با جنگ جهانی دوم نشان می دهد، که بیش از آنکه درک و فهم واقعیت را میسر سازد، آن را مبهم و پیچیده گردانده است. با اینحال، هنگامیکه به تاریخ قتل عام سربرنیکا می پردازد، به دام تجدیدنظرطلبی تاریخی می افتد، با این تصور که متلاشی کردن یک واقعیت، می تواند به زیر سؤال بردن مجموع آنچه که دانسته و ثابت شده را ممکن سازد. این روش انحرافی بر یک محرک ایدئولوژیکی ساده استوار است : از آنجا که رژیم اسلوبودان میلوزویچ توسط افرادی مورد انتقاد قرار گرفته که من نمی پسندم، پس این رژیم نمی تواند اساساً بد بوده باشد.

پی یر پئان نیز در آخرین کتاب خود که به جنگ کوزوو اختصاص دارد، تصمیم می گیرد که در جلد یک روزنامه نگار- مورخ مصلح ظاهر شود. پروژه وی حتی بلندپروازانه تر است چون آنچه وی قصد بازنویسی آن را دارد، کل تاریخ جنگ و دوران پس از جنگ است، با دادن توضیحی روشنگرا که در زیر-عنوان کتاب به این شکل خلاصه می شود : «جنگی عادلانه برای برپائی حکومتی مافیائی» (٢). نویسنده مجموعه ای از واقعیات و شواهدی که اغلب شناخته شده اند را با یکدیگر مقابله می کند و از آنجا که نمی تواند آنها را در یک برهه تاریخی بگنجاند، از هدف خود باز می ماند. دستگاه تبلیغات غرب بدون هیچگونه تردیدی افکار عمومی را در دوران جنگ ١٩٩٩ «ساخته» است، اما افشای این زیاده روی ها کافی نیست تا حقیقت آشکار شود. در واکنش نسبت به رسانه ها که «فقط برای آلبانیائی ها» گوش شنوا داشته اند، نویسنده با شگفتی تصمیم می گیرد جنگ کوزوو را بدون گفتگو با حتی یک آلبانیائی مورد بررسی قرار دهد.

محتوای کتاب مایا کاندل بیشتر دانشگاهی است. این کتاب که حاصل یک کار پژوهشی است، به یک جنبه به ویژه حساس جنگ های یوگسلاوی اختصاص دارد : درگیری آمریکا که اغلب عنوان شده ولی هرگز به خودی خود مورد مطالعه قرار نگرفته است (٣). با تکیه بر یک شناخت دقیق از مکانیسم های تصمیم گیری در آمریکا، نویسنده نقش «لابی»ها را مطالعه می کند و به درستی یادآور می شود که لابی صربستان در واشنگتن، دست کم به قدرتمندی لابی آلبانی، بوسنی یا کرواسی بوده است. با این حال، نگرش به تاریخ جنگ های یوگسلاوی که زیربنای این اثر است، آرمان گرا باقی می ماند : آمریکا می بایست علیه صرب ها وارد جنگ می شد و بحث های تندی که مجلس سنا و مجلس نمایندگان را بر سر مسئله یوگسلاوی در بین سالهای ١٩٩١ و ١٩٩۵ شعله ور کرده بود، در نهایت به پذیرش تدریجی این «مأموریت» خلاصه می شد.

این فوران درگیری ها و نگرش های جانبدارانه ما را وامی دارد که هر چه بیشتر از ضعف عظیم پژوهش دانشگاهی درباره کشورهای بالکان اظهار تأسف کنیم. پس می ماند که تاریخ جنگ های یوگسلاوی – و برداشت از آن در افکار عمومی غرب – به نگارش درآید.

پی نویس ها :

١- Fabrice Garniron, Quand Le Monde …Décryptage des conflits yougoslaves, Elya Editions, Grenoble, 2013, 456 pages, 26 euros. ٢- Pierre Péan, Kosovo. Une guerre juste pour créer un Etat mafieux. Fayard, Paris, 2013, 458 pages plus annexes, 24 euros.

٣- Maya Kandel, Mourir pour Sarajevo ? Les Etats-Unis et l’éclatement de la Yougoslavie, CNRS Editions, Paris, 2013, 384 pages, 25 euros.

 

لوموند دیپلماتیک


این مطلب را چاپ کنید

نظرات شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد پر کردن قسمت های ستاره دار الزامی است *

*


− 3 = دو

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>