گزارش ویژه و راهبردی اندیشکده واشنگتن: امیدها و خطرهای رئیس جمهور جدید ایران

Eshraf.ir-washington-promise-and-peril-rouhani

 

ک اندیشکده آمریکایی در  گزارش جدید ۸۸ صفحه‌ای خود آورده است که حسن روحانی بیش از هر رئیس جمهور دیگر ایران، مانند یک کتابِ باز است. تحلیل نوشته‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های او می‌تواند پرسش‌های اساسی مطرح درباره موضع او در قبال غرب، دیدگاه او نسبت به قوانین بین‌المللی و حقوق بشر و نیات او در مقام ریاست جمهوری را روشن کند.

دورنمای امید بخش رئیس جمهور جدید ایران

به گزارش اشراف، «استیون دیتو» پژوهشگر مستقل اندیشکده «واشنگتن» در تازه‌ترین گزارش راهبردی این اندیشکده عملکرد گسترده «روحانی» در سه دهه اخیر را مورد ارزیابی قرار داده و تلویحات آن را برای سیاست‌گذارانی که گام‌های احتمالی ایران در مسئله اتمی و دیگر مسائل را بررسی می‌کنند مورد ارزیابی قرار داده است. تا به این جا، تعامل رئیس جمهور جدید با جامعه بین‌المللی و دورنمای اعمال برخی اصلاحات در داخل ایران امید بخش بوده است. اما با نگاهی به پیشینه او به عنوان یک متفکر دینی شاید قصد داشته باشد از این اقدامات برای تحکیم قدرت نظامی که از سال ۱۹۷۹ مرتباً مردم ایران را ناامید کرده استفاده کند.

روحانی می‌خواهد کشور را به شرایط عادی بازگرداند

در تابستان ۲۰۱۳- پس از هشت سال اقتصاد رو به وخامت، انزوای رو به افزایش بین‌المللی، و فضای اجتماعی که هر روز محدود تر می‌شد- مردم ایران عدم پذیرش شرایط کنونی را با انتخاب «حسن روحانی» و شعار «تدبیر و امید» وی رقم زدند. در طول یک ماه مبارزات انتخاباتی، «روحانی» خود را فردی اتفاق نظرگرا معرفی کرد که می‌خواهد کشور را به شرایط عادی بازگرداند: اقتصاد را ثبات بخشد، سیاست خارجی از پا افتاده را جانی دوباره دهد، جلوی امنیتی شدن فضای جامعه را بگیرد، و اتحاد را با گسترش حس هویت ملی و ارزش‌های مذهبی بسط دهد. او وقتی به منصب ریاست جمهوری رسید وعده داد برخی اصلاحات همچون داشتن «منشور حقوق شهروندی» جهت تحکیم آزادی‌های مدنی، از جمله آزادی‌های اقلیت‌های مذهبی و قومیتی، و احداث وزارت خانه امور زنان جهت ایجاد مساوات جنسی در آموزش و کار را به انجام برساند.

نکات پرسش برانگیز درباره «روحانی»

لیکن در کنار وعده‌های او در طول کمپین انتخاباتی همچنان سؤالاتی در رابطه با زندگینامه شخصی «روحانی» ، عقاید و دیدگاه‌ها، و منطق او برای تلاش جهت تعامل با غرب و همچنین پرسش‌هایی در حوزه دامنه قدرت مقام ریاست جمهوری، که پس از رهبر ایران، «آیت الله علی خامنه‌ای»، مقام رده دوم کشور است، وجود دارند.

سابقه «روحانی» در پست‌های مختلف

اما «روحانی» شخصیت شناخته نشده ای نیست: علاوه بر نقش شناخته شده او در مقام مذاکره کننده ارشد اتمی ایران در فاصله سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ او شانزده سال در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی- عالی‌ترین نهاد امنیت ملی کشور- فعالیت داشته است. او همچنین در بازه زمانی سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۳ به عنوان رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، شاخه تحقیقاتی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ایفای نقش می‌کرده است. «روحانی» در دهه هشتاد و نود در مناصب متعددی حضور داشته، از جمله ۲۰ سال حضور در مجلس به عنوان نماینده. او در سال ۱۹۹۳ «یکی از بانفوذترین مردان سلسله سیاسی تهران» لقب گرفت.

از خلال آثار «روحانی» می‌توان تفکرات او را دریافت

با توجه به این پیش‌زمینه، نظرات «روحانی» در حوزه‌های متعدد مهم سیاسی، اجتماعی و تاریخی بر همگان مسجل است. «روحانی» علاوه بر مصاحبه‌های متعدد، سخنرانی‌ها و مطالب جدید- که برخی کمی پس از انقلاب و در سال ۱۹۷۹ منتشر شدند- در پانزده سال گذشته ۱۰ کتاب و ۴۰ مقاله دانشگاهی به چاپ رسانده که چیزی بیش از ۷ هزار نوشته به زبان فارسی است. از یادداشت‌های شخصی او درباره دوران نوجوانی و نقش او در انقلاب اسلامی و تجربه‌اش به عنوان مذاکره کننده اتمی گرفته تا آثاری درباره اقتصاد، جامعه شناسی و تاریخ اسلام شیعه، آثار «روحانی» نه تنها نسبت به ارزش‌ها و عقایدی که او عمیقاً به آن‌ها وفادار است بلکه نسبت به تنش‌ها و تکامل او به عنوان یک دولتمرد درون نظام به خواننده اشراف می‌دهد.

تلاش «روحانی» برای حفظ تعادل و توازن

از خلال نوشته‌های «روحانی» تصویری با جزئیات از او ظاهر می‌شود: فردی با عقاید انقلابی که به یک سیاستمدار و دانشگاهی تبدیل شد؛ او با این که چگونه هویت خود در نقش یک مسلمان نماینده نظام دینی را با چالش‌های توسعه اقتصادی، مدرنیزاسیون و جهانی سازی- روندهایی که با آزادی‌های مدنی، فردگرایی و سکولاریته توأمان هستند- آشتی دهد شدیداً درگیر است. اجرای این تعادل شکننده – در کنار حفظ استقلال، قدرت و ارزش‌های نظام ایران- است که زندگی «روحانی» را تعریف کرده، بر پیشرفت سیاسی او اثرگذار بوده و در تلاش امروز او برای تعامل با جهان مغایرت ساز شده است.

اولویت اصلی حفظ نظام دینی است

«روحانی» با هر تعارضی که دست به گریبان باشد در عمل حفظ نظام دینی را بر موارد دیگر ارجح می‌داند. او در سال ۲۰۰۸ گفته بود «در جامعه اسلامی، نظام اسلامی از همه چیز مهم تر است، و حفظ این نظام یک وظیفه دینی است» . هر چند «روحانی» را به طور کلی یک «اصلاح طلب» می‌خوانند ولی او توسعه اقتصادی، تعامل بین‌المللی، و اصلاحات داخلی را اهداف نهایی نمی‌داند بلکه به نظر او این موارد اقداماتی هستند که می‌توانند نظام را تحکیم بخشند و در چشم مردم ایران و جامعه بین‌المللی به نظام مشروعیت بخشد. او در سال ۱۹۹۵ عنوان کرد: اگر ایران به کشوری مدرن و پیشرفته تبدیل شود می‌تواند به الگویی برای تمامی مسلمانان و سیلی در صورت دیدگاه‌های غلط موجود درباره اسلام باشد که این دین را در طول تاریخ مشتی انسان متعصب فرض کرده است.

استحکام ملی، اصل اساسی در رابطه با آمریکا

همچنین «روحانی» در مقاله علمی که در سال ۲۰۰۳ نوشته «سیاست، فرهنگ و اقتصاد» را به عنوان عواملی کلیدی به «حفظ و توسعه نظام» مرتبط دانسته است- مفهومی که از نظر او «موضوع اساسی» در رابطه ایران و آمریکا است: اصل اساسی در رابطه ایران و آمریکا- تمرکز کلی ما- استحکام ملی است. استحکام در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و مسایل دفاعی (خصوصاً در زمینه فن‌آوری‌های پیشرفته) پایه حفظ و توسعه کلی نظام است و دشمن را مجبور به تسلیم شدن خواهد کرد.

لزوم انقلاب فرهنگی و اخلاقی

او اخیراً در سال ۲۰۱۲ از لزوم «انقلاب فرهنگی» در ایران سخن گفت و آرمان‌های اصلاح طلبان مثل «شایسته سالاری» و «وحدت ملی» را در تقابل با تلاش «آمریکا و انگلیس» جهت ترغیب «مردم ایران برای این که علیه رهبری نظام دست به دست یکدیگر بدهند» قرار داد:

مردم، ما همان مردمانی هستیم که پرچم را علیه «استکبار» افراشتیم- علیه آمریکا و اسرائیل-… اما در سال‌های اخیر شاهد تهاجماتی اساسی علیه اخلاقیات، انسجام، وحدت ملی و شایسته سالاری بوده‌ایم…

ما به یک انقلاب اخلاقی نیازمندیم. ما به یک انقلاب فرهنگی احتیاج داریم. اخلاقیات باید ایمان اجتماعی و سیاسی کشور باشد. فلسفه مأموریت پیامبر اسلام، و انقلاب اسلامی باید اخلاقیات ما را تشکیل دهد. ایمان، عقیده، جهاد و ایثار- در کنار این که شادمانی اخروی را به همراه دارند- در این جهان نیز برای ما پیروزی خواهند آورد… اگر همه ما در سایه رهبری کشور دست به دست یکدیگر دهیم می‌توانیم بار دیگر پیروز شویم.

نیروهای ایرانی می‌توانند منافع اقتصادی آمریکا را از بین ببرند

با توجه به چنین صحبت‌هایی و نقش آن در لحن و جهان بینی «روحانی» مطالعه‌ای در نوشته‌های او چند حوزه مطرح را مشخص می‌کند:

- قوانین بین‌المللی. «روحانی» در ۳۰ سال اخیر از تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹، فتوای «آیت‌الله خمینی» علیه «سلمان رشدی» ؛ و خشونت غیرقانونی و بین‌المللی حمایت کرده و در سال ۱۹۸۷ اعلام کرده نیروهای ایرانی توان آن را دارند که «منافع اقتصادی آمریکا در سرتاسر جهان » را از بین ببرند.

«روحانی» در سرکوب آزادی‌های مدنی دست داشته است

- آزادی‌های مدنی. برخلاف سخنان «روحانی» در جریان انتخابات سال ۲۰۱۳ پیش زمینه نظامی و اطلاعاتی وی حکایت از همدستی او در روند سرکوب آزادی‌های مدنی شهروندان ایرانی دارد. او در دهه نود و در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز، بستن روزنامه‌ها و ممنوعیت ماهواره و رسانه‌های آزاد را مدیریت می‌کرد.

انتقاد «روحانی» از سیاست‌های آمریکا

- آمریکا و اسرائیل. «روحانی» پس از حملات یازده سپتامبر «اشتباهات و عملکرد نادرست سیاست‌های آمریکا» را مورد انتقاد قرار داد و مدعی شد پرواز شماره ۹۳، که در پنسیلوانیا سقوط کرد، «توسط نیروی هوایی آمریکا ساقط شده است» . در همین حال او علناً بمب گذاری‌های انتحاری علیه شهروندان اسرائیلی را تایید می‌کرد و کمی بعد در سال ۲۰۰۶ گفت «جنگ ۳۳ روزه» میان حزب الله و اسرائیل «آغاز فتوحات بعدی مسلمانان و در نهایت شکست آمریکا و اسرائیل است».

نظر مثبت «روحانی» نسبت به استفاده از تسلیحات اتمی و شیمیایی و انکار این ادعا توسط وی

- تسلیحات کشتار جمعی. در اواسط دهه نود «روحانی» در مقام یک فرمانده نظامی و دیپلماتی نوپا به طور ضمنی از گسترش و استفاده از تسلیحات شیمیایی حمایت کرد، البته این ادعایی است که او در سال‌های اخیر منکر آن شده است. او همچنین نقش استفاده از فن‌آوری اتمی در «پایان دادن به جنگ جهانی دوم» را مورد تمجید قرار داده و پیش بینی کرده «استانداردهای دوگانه» در رفتار غرب با اسرائیل موجب «رقابت تسلیحاتی» خواهد شد و «جلوگیری از گسترش تسلیحات جمعی به امری پیچیده و مشکل در آینده خاور میانه بدل خواهد شد» . علاوه بر این یکی از پایه‌گذاران حزب سیاسی «روحانی» و یکی از متفکرین و مربیان نزدیک به او، مجاز بودن استفاده از تسلیحات اتمی را تایید کرده است.

لزوم مطالعه زندگی «روحانی» در نقش یک انقلابی و یک دولتمرد

اگر زندگی «روحانی» در نقش یک انقلابی و یک دولتمرد را به صورت سلسله‌وار بررسی کنیم امیدها و خطرهای «روحانی» بیش از پیش نمایان خواهند شد. در حالی که حرف و عمل غالباً می‌توانند در تقابل با یکدیگر قرار بگیرند تصویری حقیقی از «روحانی» – که از نوشته‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایش جمع آوری شده- می‌تواند به ما در پر کردن جاهای خالی حیاتی کمک کند و نه تنها افکار عمومی جهانی را از این شخصیت مهم حاضر در صحنه جهانی بیشتر آگاه سازد بلکه به سیاست گذاران غربی کمک کند مسیر مذاکره را با احتیاط سپری کنند و دورنمای انزوای از ایران را بررسی نمایند.

بررسی سلسله وار زندگی «روحانی»

فصل دوم این گزارش زندگی «روحانی» تا زمان انقلاب اسلامی را دنبال می‌کند و از نقش او در آموزش دادن و سفرهای وی در جوانی؛ اولین آشنایی او با «امام خمینی» و فعالان در «جنبش اسلامی» و سفر او به اروپا که تا سال ۱۹۷۹ ادامه داشت سخن می‌گوید. فصل سوم به نقش «روحانی» به عنوان مشاور عقیدتی نیروهای مسلح؛ اولین موضع گیری‌های دیپلماتیک وی؛ و سخنان و موفقیت او در مقام یک فرمانده نظامی در دهه هشتاد میلادی می‌پردازد.

فصل چهارم دوران حضور «روحانی» در مسند دبیر شورای عالی امنیت ملی در دهه نود و اوایل دهه اول قرن بیست و یکم و رویکرد (غالباً غیردیپلماتیک) او برای مقابله با مسایل سیاسی جهان واقعی، از جمله رابطه با اروپا؛ اعتراضات و آزادی مطبوعات، و رویکرد نسبت به آمریکا و اسرائیل را بررسی می‌کند.

در فصل پنجم مروری کلی بر دوران کاری «روحانی» در مقام مذاکره کننده ارشد اتمی ایران از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ و ارتباط آن با مقام ریاست جمهوری وی در سال ۲۰۱۳ ارائه خواهد شد. البته بخش اعظم تحلیل بر صحبت‌های گذشته «روحانی» درباره تسلیحات اتمی و عدم گسترش تسلیحات متمرکز است.

فصل ششم ریاست ۲۰ ساله مرکز تحقیقات استراتژیک به دست «روحانی» و موضع گیری او در قبال مباحثات روشنفکری درون مرکز را مد نظر قرار داده و مروری بر تحصیلات و تخصص دانشگاهی او، خصوصاً در زمینه فرهنگ و هویت ملی، دارد.

فصل هفتم وعده انتخاباتی «روحانی» مبنی بر «نجات اقتصاد، احیای اخلاقیات، و ارتباط با جهان» را بررسی می‌کند. این موضوع باور او مبنی بر «سیاست خارجی توسعه محور» ، منطق‌های پیچیده جهت تعامل با جامعه جهانی و اظهارات او درباره امکانات و محدودیت‌های مذاکره با آمریکا را شامل می‌شود.

باید درباره روحانی تحقیقات بیشتری انجام بگیرد

این گزارش نسخه‌ای اولیه است و تنها وجوه کلی‌تر زندگی، موقعیت سیاسی و جهان بینی او را مد نظر قرار می‌دهد و تحقیقات بیشتر در این زمینه لازم است. «روحانی» پس از سفرش به آلمان در سال ۱۹۹۳ و اظهارات اولیه در رابطه با نیات اتمی ایران لحن سخنان خود را تعمداً حساب شده‌تر کرد. لیکن- با توجه به انزوای بین‌المللی ایران و ماهیت رسانه- «روحانی» در دهه هشتاد و اوایل دهه نود در زمینه اظهار نظرات خود بسیار بی‌پروا بود. تحلیلی از گزارشات مطبوعات ایران و نوار ضبط شده مباحثات مجلس، خصوصاً در حوزه جنگ ایران و عراق، می‌تواند در زمینه عقاید «روحانی» درباره مسایل جاری موثر باشد و تضادهایی را با موضعی که امروزه از آن برای عموم حرف می‌زند نشان دهد.

دو نکته اساسی

از مجموع مطالبی که در این نوشته مورد بررسی قرار گرفته‌اند می‌توان دو یافته کلی را نتیجه گرفت که هر دو برای ارزیابی تصمیم گیران در حین بررسی ابعاد رابطه با «حسن روحانی» ، رئیس جمهور ایران و اقدامات ایران در قبال غرب حیاتی است: (۱) هویت «روحانی» به عنوان یک متفکر دینی و یکی از مدافعین انقلاب اسلامی؛ و (۲) عقاید پیچیده او در زمینه ارتباط میان توسعه اقتصادی، تعامل بین‌المللی، مشارکت مدنی، اصلاحات داخلی و مشروعیت و امنیت حکومت ایران.

دفاع از نظام جمهوری اسلامی در قلب نظرات «روحانی» قرار دارد

نکته اول تصور غالب ناشی از تاریخچه «روحانی» و نوشته‌های او در مقام یک متفکر مذهبی است. از زمان نوجوانی و تحصیل در حوزه علمیه و سخنگویی او برای جنبش اسلامی تا مطالعات او در حوزه قانون و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فرماندهی نظامی، و حضور او در مرکز تحقیقات استراتژیک دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران یک نکته مشترک بوده است. او در سال ۲۰۰۳ گفت:

اصل اساسی در رابطه ایران و آمریکا- تمرکز کلی ما- استحکام ملی است. استحکام در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و مسایل دفاعی (خصوصاً در زمینه فن‌آوری‌های پیشرفته) پایه حفظ و توسعه کلی نظام است و دشمن را مجبور به تسلیم شدن خواهد کرد…

اصل دوم جلوگیری از هماهنگی و توافق نظر، خصوصاً میان اروپا، روسیه و چین در قبال ایران است.

«روحانی» دید واقع‌گرایانه‌ای به مسایل کشور دارد  

با این که «روحانی» از قوانین انقلابی تخطی نکرده نمی‌توان او را یک متفکر مذهبی نوعی دانست: او پیش زمینه دانشگاهی دارد، در زمینه اقتصاد مطالب زیادی نوشته و دید واقع‌گرایانه‌ای به مشکلات پیش روی ایران دارد. در این رابطه «روحانی» از سوی تندروها به خاطر این که کشور ایران را «در حال توسعه» یا گاهاً «جهان سوم» خوانده مورد انتقاد قرار گرفته است- چرا که بسیاری از محافظه کاران درون دولت ایران را کشوری توسعه یافته منتهی بر مبنای اصول خود می‌دانند.

«روحانی» خود را متفکری می‌داند که عقایدش از عقاید بسیاری دیگر برتر است  

از دیدگاهی ریزبینانه تر «روحانی» خود را متفکر دینی تمام و کمالی می‌داند- کسی که نه تنها عقاید خود را با اقدامات عینی نشان می‌دهد بلکه درک کاملاً درستی از آن هم دارد. او در مقاطع مختلفی از نوشته‌هایش نظرات خود به عنوان یک «متفکر دینی دانش آموخته» را در تقابل با درک کمتر دیگران قرار می‌دهد. برای مثال او درباره بحران وام‌های مسکن بدون پشتوانه نوشته است:

برخی در این کشور می‌گویند چرا باید به مسایل جهان اهمیت دهیم؟ جهان با ما چه کار دارد؟ برخی حتی می‌خواستند جشن ملی برپا کنند و می‌گفتند وقت مجازات الهی فرا رسیده است. آن‌ها می‌گفتند «ببینید بر سر غرب چه آمده؟ و چه بلایی بر سرشان نازل شده است! حالا همه باید به صف بایستند و از ما نحوه اداره جهان را یاد بگیرند» . این سخنان به خاطر بی توجهی به مسایل اقتصادی بیان شد… طوفان نگذشته است و کم کم در حال نزدیک شدن به خاورمیانه و کشور ما است.

انتقاد «روحانی» از برخی اظهارات غیردینی و غیرمنطقی دولتمردان ایران

در ایران مهم‌ترین انتقاد متوجه «روحانی» در زمان زمامداری اتمی رویکرد «روشنفکرانه» در قبول «تعلیق داوطلبانه» غنی سازی اتمی است. «روحانی» از «تفاسیر بی‌احترامانه» کسانی که نمی‌توانند ارتباط میان این تاکتیک و خواست برای «تضمین سرمایه گذاری» یا نیاز به دور کردن ایران از «محیطی امنیتی» را درک کننده ابراز تأسف کرده است. ۴ بر همین منوال «روحانی» در سال ۲۰۰۸ «محمود احمدی نژاد» را به خاطر ادعای رابطه شخصی با امام موعود شیعیان، «حضرت مهدی (عج)» تخطئه کرد چرا که از نظر او چنین ادعایی از حیث مذهبی و فکری نادرست است. «روحانی» در مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۳ در هیئت یک روشنفکر پرسش گر ظاهر شد. او از درستی نظرات خود مطمئن بود و در بالا بردن صدایش در مناظرات تلویزیونی و دفاع از گذشته و دورنمای خود برای ایران تردیدی نداشت.

دیدگاه درباره هنر

علاوه بر این «روحانی» در مقام مدافع ایدئولوژی انقلابی ایران، تنها به موارد و اقداماتی اهمیت می‌دهد که از نهایت اهداف او حمایت می‌کنند. برای مثال او در جریان مبارزات انتخاباتی- وقتی درباره سلایق شخصی از او سؤال شد- گفت سلایق هنری ندارد ولی هنر را به خاطر استفاده در «زبانی موثر» ارزشمند می‌داند:

در رابطه با هنر باید بگویم من گرایشات هنری ندارم. من نه موسیقیدانم و نه شاعر ولی از هنر لذت می‌برم و اگر مسئولیت اجرایی کشور به من سپرده شود از کسانی در بخش‌های مرتبط با هنر استفاده می‌کنم که با هنر آشنایی دارند؛ به این معنا که من کسانی را در وزارتخانه‌های مرتب با هنر خواهم گذاشت که هنرمندان به ایشان افتخار کنند. در کل هنر زیبا است و زبانی اثر گذار برای همه است و این موضوع بر من هم اطلاق می‌شود.

روحانی مصلحت و حفظ نظام را اولویت می‌داند  

لیکن با توجه به پیش زمینه دانشگاهی «روحانی» او به نقطه بدون بازگشت رسیده است: او دیگر قادر نیست آرمان گرایی کور هم قطارانش را پشتیبانی کند و یا در میان قوانین اسلامی به دنبال راهی برای حل مشکلات ایران بگردد. او در بستر مذاکرات اتمی در سال ۲۰۰۶ گفت «ما نمی‌توانیم نقشه‌ها را بر آرمان گرایی و اصول بنیان بگذاریم و واقعیات را نادیده بگیریم» . «روحانی» مصلحت و حفظ نظام را اولویت می‌داند و تمایل دارد بر سر مسایل «فرمالیته» مثل استفاده از شعارها در مباحث سیاسی، که به نظر او می‌تواند فضای جامعه جهانی در قبال ایران را آرام کند، سازش نماید. او در سال ۲۰۰۷ گفته است «ما باید با احتیاط سخن بگوییم تا مبادا دشمن را تهییج کنیم، ما نباید به آن‌ها بهانه بدهیم».۹ این موضوع را می‌توان دلیل این دانست که چرا «روحانی» از «اصل زمان و مکان» در قوانین اسلامی (مثل علاقه به ارائه تعریفی دوباره از عصر مسئولیت قانونی در ایران) حمایت می‌کند آن را برای توسعه کشور و جلوگیری از این که ایران به دام ایدئولوژی‌های جذاب بیفتد لازم می‌داند. در حالی که این اقدامات می‌تواند به نظر کسانی که از مسائل مطلع نیستند اقدامات اصلاح‌طلبانه یا عمل‌گرایانه ای باشند در واقع این اقدامات نشان دهنده تمایل به قربانی کردن مسایل فرمالیته ناچیز در ازای «آرمان‌های والاتر» نظام (مثل هویت اسلامی، استقلال و موضع ضد استعمارگرانه آن) و حفظ آن به هر قیمتی است.

پاشنه آشیل نظرات متفکرانه «روحانی»

اما در تظاهرات متفکر مآبانه «روحانی» خلل‌هایی وجود دارد. چه در دفاع کورکورانه او از فتوا علیه «سلمان رشدی» و چه در نظراتی که درباره حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر داده است- که در آن مدعی شد پرواز شماره ۹۳ توسط نیروی هوایی آمریکا منهدم شده- «روحانی» نه تنها با حقایق سرسری برخورد کرده بلکه ناتوانی خود در تبدیل سخنان به راه حل‌های جهان واقعی را نشان داده است. در یکی دیگر از نمونه‌های باورنکردنی تر «روحانی» خواستار اتحاد کشورهای مسلمان شده است. او معتقد است این کشورها می‌توانند از نفت خود به عنوان سلاحی علیه «آمریکا و غرب» استفاده کنند. واقعیات کلی ژئوپولیتیکی و اجتماعی خاور میانه این مطلب را به موضوعی خیالی تبدیل کرده است:

اگر مسلمانان با هم متحد شوند آمریکا برای اشغال کشورهای مسلمان توجیه چندانی نخواهد داشت و فروش تسلیحات به ایشان متوقف خواهد شد. اگر جهان اسلام متحد باشد نفت به سلاحی قدرتمند برای کشورهای اسلامی بدل خواهد شد و روابط جدید میان جهان اسلام و غرب می‌تواند شکل بگیرد… این امر بی شک قدرت چانه زنی در مسایل اقتصادی، سیاسی و موضوعات امنیتی علیه غرب و آمریکا را به کشورهای مسلمان خواهد داد و غرب و آمریکا را با بلوک مستحکم کشورهای مسلمان مواجه خواهد کرد. اگر جهان اسلام متحد باشد بی شک حامیان غربی اسرائیل بر آن‌ها و فلسطینیان فشار وارد خواهند کرد و قدرت چانه زنی ما به شکل چشم گیری در قبال مهاجمان افزایش خواهد یافت.

اهمیت حضور مردم در فضای سیاسی  

«روحانی» هم مثل دیگر متفکران دینی یک نظریه پرداز است و برای مشکلات ایران راه حل‌های ایده‌آل‌گرایانه و دربرگیرنده‌ای تجویز می‌کند؛ و این دومین نکته حاصل از این نوشته است: یعنی عقاید پیچیده او در زمینه ارتباط میان توسعه اقتصادی، تعامل بین‌المللی، مشارکت مدنی، اصلاحات داخلی و مشروعیت و امنیت حکومت ایران. این مفهوم به هم پیچیده آن قدر مشکل است که نمی‌توان آن را به سادگی با کلمات بیان کرد، و بخش بسیاری کمتری از آن در واقعیت به ثمر خواهد نشست. اما «روحانی» مرتباً از این مسیر در برای آینده ایران دفاع کرده است. او در یکی از موفقیت‌آمیزترین تلاش‌هایش جهت ارتباط دادن منسجم میان این نظرات در سال ۲۰۰۰ گفت:

آن چه از اهمیت زیادی برخوردار است حضور مردم در صحنه سیاسی است. مشارکت آن‌ها در عرصه سیاسی امنیت ملی ما را افزایش خواهد داد. اگر پیوند میان مردم و نظام حاکم قوی تر و گسترده‌تر شود… توانایی، قدرت و امنیت ملی ما افزایش خواهد یافت.

به نظر من ما باید در وهله اول خود را در زمینه امنیتی تقویت کنیم. من تنها درباره قدرت دفاعی یا نظامی حرف نمی‌زنم. ما باید قدرت فرهنگی خود را نیز افزایش دهیم. ما باید قدرت اقتصادی خود را هم گسترش دهیم؛ و همین طور توان خود در عرصه فن آوری را ارتقا بخشیم. ما باید این کشور را از حیث سیاسی با ثبات تر کنیم؛ و بر حضور مردم در صحنه سیاسی بیفزاییم. ما باید در این کشور حس اتحاد ملی ایجاد کنیم. وقتی به این توانایی‌ها دست پیدا کردیم خواهیم توانست این کشور را از گزند هر گونه تهدید حفظ کنیم. علاوه بر این، ما باید آشتی را به عنوان یک اصل مهم در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل به کار گیریم.

راه حل‌های عملی با حرف فاصله بسیار دارند

با وجود تمام حرف‌های پر طمطراق یافتن راه حل در جهان واقعی نیازمند آشتی فیزیکی و فکری است. برخی از اولویت‌های اصلی «روحانی» – از جمله ترویج حقوق بشر برای اقلیت‌های قومیتی و اصلاح اصل ۴۴ قانون اساسی که اصل مالکیت خصوصی را تضمین می‌کند- تقریباً دو دهه است که در فهرست اصلاح طلبان قرار دارد. یک رئیس جمهور پر اشتباه- که نتواند اهداف خود را اولویت بندی کند و به خاطر عدم توافقات داخلی زمین گیر شود- به احتمال زیاد نخواهد توانست اقتصاد، سیاست و فرهنگ کشور را به شکل عمده به تعامل برساند.

نکات مثبت و منفی

آخرین نتیجه این نوشته مفهوم «امیدها و خطرها» است. این مفهوم نه تنها دستور کار ریاست جمهوری «روحانی» را در بر می‌گیرد بلکه در هویت او به عنوان یک فرد نیز ساری است. انزوا از جامعه بین‌المللی و اصلاحات محدود داخلی امید آن را می‌دهد که برای مردم ایران مفید باشد و زندگی ایشان را ارتقاء دهد. خطر لیکن این است که نظرات «روحانی» ، مثل اصلاحات نه به صرف خوب بودن خود امر بلکه به عنوان یک ابزار، در راستای تحکیم قدرت نظام دینی حاضر به کار گرفته شود، نظامی که از سال ۱۹۷۹ تاکنون مرتباً مردم را از خود دلسرد و ناامید کرده است. در سطح فردی امید مذاکره با رئیس جمهوری وجود دارد که با جهان خارج تعاملات زیادی دارد و لزوم انزوا از غرب برای بهبود دولت‌ها و مردمانشان در قرن بیست و یکم را از نظر دانشگاهی می‌داند. مخاطره مرتبط این است که «روحانی» زندگی خود را به دفاع از نظام دینی-سیاسی وقف کرده و بر آزادی و خودمختاری محدودیت‌هایی قرار داده و از نظر روانی، ساختاری و روشی با نیروهای پیشرفت و نوآوری که بی‌صبرانه دوست دارد در ایران به کار گیرد در تضاد قرار دارد.

یافتن راهی برای استیلای امیدهای «روحانی» بر خطرهای او در مقام رئیس جمهور

«روحانی» خود به احتمال زیاد این مسائل را می‌داند. یافتن راهی محدود برای فائق آمدن امیدها بر خطرها می‌تواند ریاست جمهوری موفق او را تعریف کند، که این امر نه فقط برای «روحانی» بلکه برای مردم ایران و جامعه بین‌المللی خواهد بود و باید در رابطه با حقیقت بی‌طرفانه نیز اعمال شود- چیزی که «روحانی» خود را در این زمینه صادر کننده نهایی حکم می‌داند.

درباره نویسنده  

«استیون دیتو» یک پژوهشگر مستقل مسایل خاورمیانه است که در زمینه قانون، حقوق بشر و آموزش تخصص دارد. او به زبان‌های فرانسه، عربی و فارسی آشنا است و در زمینه‌های مرتبط با قوانین و تاریخ اسلام، آزادی مذهبی و حقوق زنان، آموزش و دیپلماسی عمومی مطالب بسیاری به رشته تحریر در آورده است. او اخیراً مطالعه‌ای همه جانبه و تاریخی با عنوان «جنگ افزار اتمی در سخنان مذهبی ایران، از سال ۱۹۶۲ تا کنون» منتشر کرده است. وی مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته آموزش بین‌المللی را از دانشگاه «جرج واشنگتن» دریافت کرده است.


این مطلب را چاپ کنید

نظرات شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد پر کردن قسمت های ستاره دار الزامی است *

*


نُه − = 5

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>