اروپا بازنده اصلی جدال آمریکا و روسیه

rezaرضا حجت شمامی * اولین نشانه های رویکرد تقابلی مسکو – واشنگتن را باید در رفتارها و گفتارهای ولادیمیر پوتین در یک دهه گذشته جستجو کرد. طی این مدت روسیه همواره نشان داده است که خواهان بازگشت به عرصه قدرت جهانی است. در عصر پساکمونیسم شورایی،‌ آمریکا خواهان این بوده که خود را هژمون دنیا و تک قطب برتر نظام بین‌الملل معرفی کند.

استراتژی گسترش ناتو به شرق، پدیده یازده سپتامبر و عملکرد یکجانبه گرایانه دوران جورج بوش که با حمله «پیش دستانه» به مناطقی از جهان همراه بود با این هدف رخ داد. اما همزمان با چنین رویکردهایی،‌ روسیه پس از یک دهه فروپاشی شوروی سابق به بازسازی قدرت سنتی خود می اندیشد. موضوعی که در دهه بعدی و در دل تحولات انقلابی خاورمیانه به شکل علنی بروز کرد و کم کم تبدیل به چالش و تقابل بین روسیه و آمریکا شد.

این تقابل علنی ابتدا در تحولات لیبی خود را نشان داد. زمانی که شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه (۱۹۷۳) پرواز ممنوع را بر فراز لیبی تصویب کرد اما نیروهای ناتو وارد جنگ با حامیان معمر قذافی شده و مناطق اختفاء وی را بمباران می کردند. روسیه نیز همچون دیگر کشورهای حاضر در شورای امنیت  به قطعنامه ۱۹۷۳ رای مثبت داده بود اما این عملکرد ناتو را مطابق با مصوبه شورای امنیت نمی دانست و در چندین نوبت اعلام کرد که ناتو فراقانونی دست به عملیات می زند.

از آنجا که حدود ۶۰ درصد بودجه ناتو را آمریکا تامین می کند و به طبع رهبری این سازمان نظامی را در اختیار دارد،‌ کاملا مشخص است که انتقادهای مسکو به آمریکا بود نه هیچ عضو دیگری از ناتو. پس ازاین موضوع انتظار می رفت که سیاست های تقابلی روسیه و آمریکا در تحولات بعدی افزایش پیدا کند. رویکردی که در سوریه خود را به شدت نشان داد و سپس با شکست های آمریکا در سرنگونی دولت بشار اسد، به رویارویی علنی تر در تحولات اوکراین منجر شد.

تداوم تقابل‌ها در سایه جنگ‌های تحریمی

بحران اوکراین که هنوز ادامه دارد مسکو و واشنگتن را در تشدید تنش ها چند گام به جلو برده و وارد جنگ تحریمی کرده است. اوکراین به لحاظ ژئواستراتژیک در منطقه بسیار حساسی و در میانه مرزی روسیه و اروپا قرار گرفته است و از منظر فرهنگی از دوپارگی هویتی (شرقی – غربی) برخوردار است که این مسئله، دست به دست شدن قدرت و سیاست به شکل خشونت آمیز را ایجاد کرده است. آنچه که از زمستان سال پیش در این کشور رخ داده و به شبه انقلابی منجر شده که دولت را در اختیار غرب گرایان قرار داد،‌ همزمان زمینه های جدال غربی – شرقی را تعمیق کرده است.

آنچه که در ادامه تحولات خاورمیانه در شرق اروپا و حوزه بسیار حساس دریای سیاه در حال ادامه یافتن است به دو مقوله بنیادی مربوط می شود. ابتدا: تمایل روسیه برای بازگشت به قدرت بین المللی و افزایش توان بازیگری در عرصه جهانی که بی شک تصورات هژمونیک آمریکا را به مشکل مواجه می کند. ۲٫ تمایل بدنه سیاسی آمریکا برای حفظ موقعیت خود به عنوان تنها قطب تعیین کننده سیاست های بین المللی و ماندگاری در جایگاه هژمونیک دنیا. آمریکا برای این مسئله با مشکلات دیگری نیز مواجه است که بازگشت زیرپوستی و اقتصادی چین و همچنین دیگر کشورهای نوظهور و حتی تغییر یافتن تصور بین المللی نسبت به نوع زیست در افکار عمومی جهان از جمله آنها است. از این منظر بحران اوکراین کاملا بین المللی و حاصل رقابت های غیر مسالمت آمیز غرب با روسیه و حتی دیگر کشورها و افکار عمومی جهانی است. در این میان اوکراین تنها در حال هزینه دادن است.

به هر جهت بحران اوکراین جنگ تحریمی آمریکا و اروپا را با روسیه ایجاد کرده است و غرب در چندین نوبت مسکو را با تحریم مواجه کرده که بیش از همه با نشانه گرفتن های سیاسی و اقتصادی در حال تشدید بار روانی برای مسکو است. روسیه نیز تا پیش از روز پنج شنبه بسیار خونسرد در حال جلوگیری از این رویکرد خطرناک غرب بود و پاسخ واکنشی  قابل توجه به تحریم های غرب نمی داد تا اینکه برخی از تحلیل گران به این سمت و سو متمایل شدند که روسیه توانی برای پاسخ گفتن ندارد. در حالی که سیاست های ضد هژمونیک روسیه در حوزه اوکراین و دریای سیاه،‌ نه تنها با عقب نشینی همراه نبوده بلکه با حمایت های مداوم خود از مخالفان کنونی دولت اوکراین و ادامه تاکید بر الحاق جزیره کریمه که تا سال ۱۹۵۶ متعلق به خاک روسیه بود،‌ اکنون نیز در گامی جدید وارد مرحله فعال درحوزه تحریم ها شده است.

جنگ غذا در برابر تحریم های غرب

فراموش نشود روسیه یک کشور بین المللی با قدرت قابل توجه است که ابزارهای پاسخ گویی کم نظیری به همراه دارد. روسیه در اولین گام ضد تحریمی علیه غرب دست به تحریم های یک ساله زده است که البته هنوز سعی دارد خویشتن داری کرده و غرب را از مسیر خطرناک خارج کند.

روسیه روز پنج شنبه اعلام کرد که واردات برخی از محصولات غذایی و کشاورزی از غرب را تا یک سال تحریم می کند. گوشت، مرغ، ماهی،‌ لبنیات، سبزیجات، میوه جات از جمله این تحریم ها هستند که کشورهای اتحادیه اروپا، آمریکا،‌ کانادا، استرالیا، و نروژ را در بر می گیرد. برای روسیه انتخاب کشور جایگزین برای وارادت این دست از محصولات ساده است این در حالی است که اروپا بازار قابل توجه و مطمئنی را از دست خواهد داد. این سیاست بیش از همه کشورهای هلند،‌ آلمان، فرانسه و لهستان را با مشکل مواجه خواهد کرد. صادرات سالانه این دست از محصولات هلند به روسیه بیش از ۲ میلیارد دلار،‌ آلمان ۲٫۱ میلیارد دلار، فرانسه ۱٫۶ میلیارد، و لهستان ۲٫۱ میلیارد دلار است. لهستان در اروپا بزگ ترین تولید کننده سیب است که بیش از نیمی از آن تنها به روسیه صادر می شود.

این تقابل باعث شده تا برخی از رسانه ها از واکنش تحریمی مسکو با عنوان «جنگ غذا» یاد کنند. این مسئله به شدت با واکنش های اروپایی مواجه شده و نسبت به صنعت کشاورزی خود هشدار داده اند. رئیس جمهور لهستان که در شبکه تلویزیونی ال سی آی متعلق به اتحادیه اروپا سخن می گفت، تاکید کرد که روسیه بازار بسیار مهمی برای ما است که هر سال نیز ۱۰ درصد به آن اضافه می شود و این موضوع کمی نیست. البته مسئله ای که برای آمریکا چندان آسیبی به حساب نمی آید.  مجموعه کشورهای اتحادیه اروپا بیش از ده برابر بیشتر از آمریکا محصول کشاورزی به روسیه وارد می کنند. همین مسئله باعث شده تا این تحریم مورد انتقاد بسیاری از کشورهای اروپایی قرار بگیرد. جدای از ممنوعیت واردات محصولات کشاورزی، روسیه تاکید کرده است که تحریم هایی در زمینه حمل و نقل هوایی را در برنامه دارد که می تواند به زودی اعمال شود.

نباید فراموش کرد از سال ۲۰۰۸ که بحران سوم اقتصای نظام سرمایه داری، کشورهای غربی را در بر گرفت بازار روسیه یکی از مهمترین وارد کنندگان محصولات صنعت خوروی اروپا،‌ بخصوص انگلیس بود که با خرید این دست از محصولات اقتصاد انگلیس را از عمق یابی خطرناک بحران نجات داد. بنابراین روسیه از بازار بسیار بزرگ و قابل اطمینانی برخوردار است که اروپا نمی تواند از آن بگذرد. بخصوص که چرخه بحران ساز نظام سرمایه داری کاملا طبیعی است و تاریخ نشان داده که طی هر چند دهه یکبار تکرار می شود.

اروپا در میانه دولبه قیچی آمریکا و روسیه

مسئله اساسی این است که همانگونه که غرب از توان تحریمی برخوردار است،‌ روسیه نیز می تواند از کنش متقابل استفاده کرده و کشورهای مقابل را با چالش مواجه کند. اما در این میان کشورهای اروپایی بسیار موقعیت شکننده تری نسبت به آمریکا دارند. ابتدا به این دلیل که حوزه جغرافیایی آمریکا و روسیه، نسبت به اروپا فاصله زیادی بخصوص در زمینه های تاثیرگذار امنیتی و سیاسی دارد. به هیمن دلیل و با توجه به تاثیرپذیری اروپا از موج های بحران ساز امنیتی در مرزهای شرقی، بسیار بیشتر از آمریکا است،‌ این اتحادیه را در معرض خطرات فراوان قرار می دهد. بخصوص که نگاه بین المللی اروپا به نظام بین الملل همچون آمریکا و روسیه، امنیتی نیست،‌ بلکه کاملا سیاسی و اقتصادی است. مسئله دیگر این است که آمریکا تعامل اقتصادی چندانی با روسیه ندارد که حال با اعمال تحریم ها،‌ به شکل چشم گیری متضرر شود. این موضوع در خصوص دیگر سیاست های تحریمی آمریکا در قبال کشورهای ضد هژمون نیز صادق است.

اما از آنجا که اروپا پس از جنگ جهانی دوم و پیاده سازی «طرح مارشال» هنوز نتوانسته از رویکردهای بین المللی آمریکا استقلال پیدا کند،‌ همواره مجبور است که در این زمینه حتی با ضررهای کلان ایجاد شده،‌ سیاست های آمریکا را مورد تایید قرار دهد. در حالی که با توجه به اینکه حس استقلال طلبی سیاسی و اقتصادی در کشورهای اروپایی،‌ بخصوص آلمان به شدت افزایش پیدا کرده، جنگ تحریمی آمریکا و روسیه،  می تواند اروپا را از آمریکا، دست کم در حوزه اقتصادی و سیاست تحریمی، جدا کند. در این غیر این صورت اروپا قربانی جدال بر سر میزان گسترش یا محدودسازی قدرت بین مسکو و واشنگتن می شود.

مسئله دیگر نیز این است که روسیه در نزدیکی مرزهای اروپا، امپراطوری انرژی به راه انداخته است که اروپا به شدت نیازمند آن است. به گونه ای که برخی روسیه را «ایستگاه گاز» (gas station) اتحادیه اروپا نامیده اند. تنها به عنوان یک نمونه آماری، «اداره اطلاعات انرژی» اعلام کرد که میزان صادرات گاز و نفت روسیه به اروپا در سال ۲۰۱۲، ۷۰ درصد بوده است. میزان قابل توجه ای از این صادرات به کشورهای ثروتمند غرب اروپا است که برای تولید انرژی با مشکلات فراوان مواجه هستند. اگر چه این اتحادیه طی سال های گذشته در تلاش بوده تا این وابستگی شدید را کاهش دهد، اما تاکنون راهی باری این کار پیدا نکرده و تنها مسیر جایگزین که بتواند تا بخشی از این وابستگی را کاهش دهد،‌ طرح ناباکو است با سیاست های خاص روسیه در آسیای میانه و همچنین سیاست های مشخص آمریکا در خاورمیانه با مشکلات فراوانی مواجه شده است.

نتیجه‌گیری

جدال بر سر ماندن آمریکا در عرصه قدرت جهانی و بازگشت روسیه به آن، کم کم در حال امنیتی کردن فضای بین لمللی است که این روزها در جنگ تحریم ها خود را بیشتر نشان می دهد. این جدال مابین روسیه و آمریکا کاملا طبیعی است چون هر کدام به دنبال تامین منافع خود هستند و حتی ممکن است پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا تشدید شود. اما در این میان اروپا که هنوز از استقلال رویکردی در عرصه بین المللی بخصوص در حوزه سیاسی و نظامی برخوردار نیست،‌ از سیاست های تحریمی آمریکا در قبال کشورهای ضد هژمون تبعیت می کند. این پیروی بی شک در زمینه های اقتصادی بسیار به ضرر اروپا تمام خواهد شد که در آینده می تواند چالش ساز باشد. حال اروپا که در میانه دو لبه قیچی رقابت های سیاسی – امنیتی و تحریم های اقتصادی آمریکا و روسیه قرار گرفته،‌ در این دو راهی قرار گرفته است که آیا با سیاست های آمریکای به زیست خود ادامه دهد یا اینکه بعد از گذشته حدود هفتاد سال از جنگ جهان دوم رویکرد مستقلانه ای را انتخاب کند. هر کدام از این مسیرها اتحادیه اروپا را در یک موقعیت متفاوت قرار می دهد. مگر اینکه آمریکا را متقاعد کند تا به خاطر اینکه با فشار کمتری مواجه شود، جنگ تحریمی آمریکا با روسیه ادامه پیدا نکند.

منبع: تسنیم

*کارشناس مسائل بین الملل


این مطلب را چاپ کنید

۲ نظر

نظرات شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد پر کردن قسمت های ستاره دار الزامی است *

*


+ 8 = شانزده

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>